به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام سیدرضا شیرازی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی،امروز سه شنبه پنجم اسفندماه در کرسی علمی ترویجی با موضوع بررسی تعاریف اصل در پژوهشهای شیعی که در تالار شیخ طوسی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، به تبیین سیر تاریخی، تحولات مفهومی و کارکرد رجالی اصطلاح اصل در میراث حدیثی امامیه پرداخت.
طرح مسئله؛ چرا بحث از اصل اهمیت دارد
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در تبیین ضرورت این بحث اظهار داشت: مسئله اصل صرفاً یک نظریه آکادمیک محدود به دانش رجال نیست، بلکه مفهومی اثرگذار در دانش حدیث، فقه و اصول فقه است و بهتدریج به یکی از شاخصهای ارزیابی و اعتبارسنجی روایات تبدیل شده است.
وی افزود: کاربرد گسترده این اصطلاح در منابع تراجم، فهارس، تاریخ حدیث و مقدمات برخی معاجم روایی نشان میدهد که اصل یک مفهوم حاشیهای نبوده، بلکه در ساختار علمی شیعه جایگاه قابل توجهی داشته است. از سوی دیگر، برخی جریانهای فکری نیز با برجستهسازی این اصطلاح کوشیدهاند هویت حدیثی شیعه را به آن گره بزنند؛ از این رو واکاوی دقیق آن ضروری است.
حجت الاسلام شیرازی با اشاره به از بین رفتن بسیاری از اصول اولیه گفت: بخش مهمی از آثاری که در قرون نخستین به عنوان اصل شناخته میشد، امروز در دسترس نیست و همین مسئله ضرورت بازخوانی تاریخی و تحلیلی این مفهوم را دوچندان میکند.
وی در ادامه به بررسی تاریخی این اصطلاح پرداخت و اظهار داشت: نخستین فردی که در منابع با عنوان صاحب اصل شناخته شده، احمد بن هلال عبرتایی متوفای ۲۶۷ هجری است که این امر نشان میدهد کاربرد این اصطلاح دستکم به اوایل قرن سوم هجری بازمیگردد.
وی افزود: در قرن چهارم، در مدرسه قم، شیخ صدوق در مقدمه من لا یحضره الفقیه از اصول و مصنفات سخن میگوید که بیانگر رواج یک تقسیم دوگانه میان این دو عنوان است. همزمان در مدرسه بغداد نیز گزارشهایی از نقل اصول و مصنفات دیده میشود؛ از جمله در آثار مربوط به هارون بن موسی تلعکبری متوفای ۳۸۵ هجری.
این پژوهشگر حوزه حدیث ادامه داد: در قرن پنجم، گزارشهایی از شیخ طوسی درباره گردآوری اصول وجود دارد. در قرن ششم، ابن شهرآشوب با نقل از شیخ مفید از وجود چهارصد اصل سخن میگوید و حتی تعریفی از آن ارائه میکند؛ هرچند در برخی نقلها اعداد دیگری مانند هفتصد یا صد اصل نیز ذکر شده که احتمال اختلاف نسخه یا تفاوت در نقل را مطرح میکند.
حجت الاسلام شیرازی تصریح کرد: در قرن هشتم، دایره اصول به آثار اصحاب امام باقر، امام صادق و امام کاظم علیهمالسلام محدود شد و همچنین مسئله چهار هزار شاگرد امام صادق (ع) به این ادبیات افزوده شد. در برخی تعابیر نیز اصل به مجموعه پاسخهای امام صادق علیهالسلام به پرسشهای اصحاب تفسیر شده است.
وی افزود: در قرن دهم، تحول مهمی رخ داد و اصل به یکی از معیارهای سنجش اعتبار روایات تبدیل شد. برخی عالمان میان صحیح متقدمان و صحیح متأخران تفاوت قائل شدند و وجود روایت در اصل یا اصول متعدد را از قرائن اعتبار دانستند.
این استاد حوزه ادامه داد: در قرون یازدهم و دوازدهم، چهرههایی همچون میرزا محمد استرآبادی، عنایتالله قهپایی و سپس وحید بهبهانی به گردآوری و تحلیل تعاریف اصل پرداختند. در این دوره، بحث از اینکه داشتن اصل برای یک راوی آیا نشانه مدح و توثیق است یا خیر، به یکی از مباحث مهم رجالی تبدیل شد و پس از آن تقریباً در تمامی آثار رجالی این موضوع مورد توجه قرار گرفت.
بررسی و نقد تعاریف مختلف اصل
وی با اشاره به استقصای خود از تعاریف اصل گفت: دستکم ده تعریف متفاوت برای این اصطلاح در منابع مطرح شده است. برخی اصل را کتابهای تألیفشده در عصر ائمه علیهمالسلام دانستهاند که این تعریف با توجه به گستردگی تألیفات آن دوره با اشکال مواجه است.
حجت الاسلام شیرازی افزود: برخی دیگر اصل را کتابی معرفی کردهاند که تنها مشتمل بر گفتار امام باشد و توضیح و حاشیه نداشته باشد. گروهی اصل را در مقابل کتاب یا مصنف قرار داده و آن را اثری فاقد باببندی دانستهاند. تعریفی دیگر، اصل را کتابی میداند که روایات آن مستقیماً یا با یک واسطه از امام نقل شده باشد. در تعریفی دیگر، اصل به کتابی اطلاق شده که از کتاب دیگری اقتباس نشده و مستقیماً از نقل شفاهی پدید آمده باشد.
عضوهیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی ادامه داد: در برخی دیدگاههای متأخر نیز اصل به کتابی مشتمل صرف بر روایت، بدون مطالب تاریخی یا تحلیلی، تعریف شده است. در برابر این دیدگاهها، نظریهای نیز شکل گرفته که پیدایش اصطلاح اصل را به فضای پس از انشعاب واقفیه مرتبط میداند؛ جریانی که پس از شهادت امام کاظم علیهالسلام، در پذیرش امامت امام رضا علیهالسلام توقف کرد و ناگزیر به ارزیابی مستقل منابع روایی شد.
وی تأکید کرد: به نظر میرسد اگر بخواهیم از اصطلاح اصل دفاع کنیم، میتوان آن را به کتابهای معتبر در عصر ائمه (علیهمالسلام) اطلاق کرد؛ اما با توجه به اختلاف نقلها، بهویژه در گزارشهای منقول از ابن شهرآشوب، نباید بدون بازنگری انتقادی بر این اصطلاح تکیه افراطی داشت.
حجت الاسلام شیرازی در پایان با اشاره به کاربرد واژه اصل در برخی متون روایی، از جمله در تفسیر قمی ذیل آیات آغازین سوره قلم، خاطرنشان کرد: برای دستیابی به فهم دقیقتر این مفهوم، لازم است علاوه بر منابع رجالی و تاریخی، در خود روایات نیز تتبع گستردهتری صورت گیرد تا ابعاد معنایی و کاربردی آن روشنتر شود.
انتهای پیام/











نظر شما